آن زمان که دیگر دوستان ،نارفیقانند،مادر به جای دعا نفرین می کند، بهترین دوست با دیگران می خندد و تو را از سگ کمتر می داند.آن زمان که دیگر امید نمانده است، آن زمان که زندگی لذتی ندارد،آن زمان که دیگر مرگ و زندگی برایت فرقی ندارد،آن زمان که متوجه شده ای که تو مزاحم جمع بوده ای و بخاطر تو به همه بد گذشته ، آن زمان که نمی دانی به کدامین گناه محکوم به کشیدن عذابی به یاد من باش!به یاد من باش که من چنین بودم.آن زمان که نامه هایی که به تو زده می شد از طریق یکی از دوستان جنس موافقت به دستت می رسد،آن زمان که بغض گلویت را می فشرد و محکوم به خندیدنی به یاد من باش،آن زمان که خودکشی کردنت هم باعث خوشحالی عزیزترین کس در زندگی است می شود به یاد من باش، آن زمان که عمرت را به پای کسی گذارده ای و او سلامت را جواب نمی دهد به یاد من باش! آن زمان که آنقدر از زندگی کردن خسته ای که صدای نفست تو را زجر می دهد،آن زمان که راه رفتن یاد عزیزت را تداعی می کند به یاد من باش!
آن زمان که دیدن جنس مخالف تو را اذیت می کند ،آن زمان که از حرف زدن با جنس مخالفت می ترسی به یاد من باش،آن زمان که شخصیت پایمال شده ات را در نگاه دیگران می بینی،آن زمان که تمسخر دیگران را می بینی، آن زمان که با لفظ احمق تورا صدا زدند ،آن زمان که نمی دانی که چرا زندگی می کنی ،آنزمان که همه ی آرزوهایت را به پای یکی ریخته ای و او به خداحافظی ات را به پاسخ می گذارد،آن زمان که وارد شدن تو به جمع باعث ناراحتی جمع می شود به یاد من باش.
آن زمان که از خودت متنفری به یاد من باش


