تبليغاتX
ای کاش...
Suicide is not chosen; it happens
when pain exceeds
resources for coping with pain
.”
+ نوشته شده توسط کرخت در دوشنبه 4 آذر1387 و ساعت 9:55 قبل از ظهر |
"می دانم همه ی آنان که مرا می شناسند ، از مرگم خوشحال خواهند شد . چه آنها که از من بیزارند و چه اندک کسانی که دوستم می دارند."

 مفاتیح المکافات ، جلد 17 ، صفحه ی 299


+ نوشته شده توسط کرخت در دوشنبه 4 آذر1387 و ساعت 9:53 قبل از ظهر |

انگار پای ثانیه ها لنگ می شود وقتی دلم برای کسی تنگ می شود ......

+ نوشته شده توسط کرخت در چهارشنبه 27 شهریور1387 و ساعت 0:10 قبل از ظهر |
معیار ها عوض شده اند٬ مرا با چه کسی مقایسه می کنی؟

نهایت بی عدالتی است٬ گمان کنم ترازویت خراب شده است ٬ عجیب است ! سرم درد میکند٬دلیلش را نمی دانم٬عجیب است ٬ ناگهان تصمیم گرفت که جدا شود٬ قلبم را میگویم٬ در چند ساعت ناگهان تصمیم گرفت که جدا شود ٬می گفت از اول اشتباهی قلب تو شدم٬

جالب نیست مگر میشود قلبی پس از مدت ها ناگهان به این پی ببرد که اشتباه وارد جسمت شده است؟

می گفت من برای تو میزنم ولی تو برای من هیچ کار انجام نمیدهی٬ تنها وظیفه ی من است که تو را حیات بخشم!

خوب مگر او برای خودش هم نمیتپید٬خوب اگر او از تپیدن می ایستاد حیات خود را نیز از دست میداد٬

و تازه اگر به من علاقه داشت پس چرا از من هم انتظار داشت که بتپم؟

من که به نحوه ی خودم می تپیدم.....

نمی دانم ٬گیج کننده است٬

دوباره به نقطه ی اول باز گشتم بدون اینکه هیچ چیزی بدست آورده باشم.........

 

+ نوشته شده توسط کرخت در سه شنبه 26 شهریور1387 و ساعت 3:31 بعد از ظهر |
خیلی جالبه واسه یه سال بخت ادم برگرده ۲ ترم اول دانشگاه مشروط شه بعد همه بگن اشکال نداره جبران میکنی؟

جالب تر اینکه ۲ ترم هم استادا باهات لج کنن!

بی خیال

...

+ نوشته شده توسط کرخت در دوشنبه 18 شهریور1387 و ساعت 10:54 بعد از ظهر |
کابوس های من به پایان رسیدند...

            اما هم چنان افرادی وجود دارند به به کابوس دچارند

+ نوشته شده توسط کرخت در جمعه 19 بهمن1386 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |

كي مرگ فرا مي خواند مرا؟

 

كي بانگ رفتن سر داده خواهد شد؟

نمی خواهم بيش از اين ميان اين تنديس هاي متحرك، اين احساس هاي بي احساس ، اين كامل هاي ناقص اين انسان هاي حيوان بمانم!

 

اي كاش مي توانستم هرچه سريعتر از اين آخرت جان كاه ، از اين همه چيز پوچ بروم.

 

چند سال پيش بايد اين كار را مي كردم ،اما اميدي موهوم مرا از اين كار باز مي داشت.اميد ديدنش.اما اكنون فهميدم كه اين چند سال را اشتباه زندگي كرده ام.چقدر سخت است پي بردن به اشتباهات گذشته...

 

چقدر سخت است بين انسان هاي ماده پرست زندگي كردن.انسانهايي كه ارزش يكديگر را به قد و وزن و زيبايي اندام مي دانند.افسوس ....

افسوس كه 18 سال بدان انكه بدانم در چه جهنمي مي زيم زيستم و اكنون ،اكنون كه سالهاي عمرم سپري شده به اين نكته پي بردم

 

اي كاش هرگز به دنيا نمي آمدم.

 

" من حاصل جنايت پدرم هستم "ولي اميدوارم "من به كسي جنايت نكنم"

            

                                      كي مرگ فرا خواهد رسيد.....

 

+ نوشته شده توسط کرخت در چهارشنبه 14 شهریور1386 و ساعت 11:20 بعد از ظهر |
کی می رسد بهاران؟

کی از این مرداب  نجات می یابم؟

کی می توانم دیگر دلی را نشکنم؟

آیا جوابی می یابم؟

+ نوشته شده توسط کرخت در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 11:26 بعد از ظهر |